تبليغاتX
آخرین سیگار
حالا فقط ما دو تا مانده ایم ... فقط من و تو ... آخرین سیگار من ...
 

 این روزها همه چیز خوب است : آرام و خوب ... جز این که دلم تنگ شده است برای کوه و کوله پشتی و شکار ... دلم لک زده است برای چادر زدن در شب کویر و ستاره هایی که دارند سقوط می کنند روی سرم و قلبم که تند تند می زند !!!... برای دریا و ساحلی که با انگشت هایم روی ماسه هایش می نویسم : (( دوستت دارم ... ))

دیوارها دیوارها دیوارها ... مدام تنگ و تنگ و تنگ تر می کنند هوای شعرگفتن را ... و این روزها البته همه چیز خوب است! ...


سلام دوباره و چند خبر ...
 ۱ - جشنواره ی غزل پست مدرن به همت دوست عزیزم رضا صحرایی ( پارسا ) و با حضور  شاعران غزلپستمدرن سرا در تهران برگزار شد . حاصل این جشنواره علاوه بر آشنایی بیشتر شاعران با یکدیگر  مجموعه شعری شد با عنوان(( گریه روی شانه ی تخم مرغ )) ... برای تهیه ی کتاب با رضا پارسا تماس بگیرید !!!!

۲ - علاوه بر مجموعه ی((  گریه روی شانه ی تخم مرغ ))  به تازگی مجموعه ی دیگری هم شامل قطعه شعری از من منتشر شده است با عنوان (( رد پای اشک )) ... به همین ترتیب انتشار دو مجموعه ی گروهی دیگر با عناوین (( کویر ستاره باران می شود ... )) و نیز (( آنتالوژی شعر معاصر فارسی )) شامل یکی دو سروده ی تازه از من و همچنین مجموعه ای از قطعات ادبی نویسندگان ایرانی تا پایان امسال قطعی شده است . برای اطلاع از چگونگی تهیه ی مجموعه ها ای میل بزنید :  tofighi_mostafa@yahoo.com

۳ - چهارمین جشنواره ی طرح فارسی ( بالی برای پرواز ) دوم اسفندماه در تهران برگزار خواهد شد . اگر مشکل خاصی پیش نیاید پنجشنبه مجددا تهران خواهم بود و در خدمت دوستان پایتخت نشین .

۴ - چند قطعه شعر سپید تازه منتشر شده از من توسط سایت رسمی شعر ایالات متحده ( American Poems ) را در اینجا می خوانید .

۵ - در روزهای اخیر غزل هایی از من منتشر شده است در سایت کلاغ و همچنین در آتی بان و نیز غزلی هم در شماره ی 122 نشریه ی پوشه ( کانادا ) که دعوتید به خواندن انها...

۶ - نقد کوتاهی هم نوشته ام بر سروده ای از (( علیرضا بدیع )) که می توانید در شماره ی دوم فصلنامه ی غزل پیشرو ( همین فردا بود ) مطالعه بفرمایید . اطلاعات بیشتر در مورد این نشریه ی تخصصی را در اینجا و اینجا  و اینجا و همین طور اینجا بخوانید !!!     

۷ - جشنواره ی ادبی - هنری (( ره اورد )) هم برگزیدگان خود را شناخت . غیر از من دوستان دیگری که موفق به دریافت تندیس و جایزه ی  بخش شعر جشنواره شدند عبارت هستند از آقایان : مرتضی آخرتی - خدابخش صفادل - رضا نیکوکار - وحید طلعت  و خانم ها زهره جعفرزاده و فاطمه اختصاری .

۸ - پس از شش ماه این پا و آن پا کردن کمیته ی ناظر بر مطبوعات دانشگاه فردوسی بالاخره مجوز انتشار (( گروه نشریات بامداد )) صادر شد و به زودی نخستین شماره ی هر یک از این نشریات به دستتان خواهد رسید. برای ارسال آثار و دریافت رایگان نشریات ای میل بزنید :‌‌‌‌ Bamdadmag@gmail.com

۹ - دوستانی که علاقمندند آثارشان در آن دسته از نشریات کثیرالانتشار که دبیری سرویس ادبیات و فلسفه ی آن ها به عهده ی من است به چاپ برسد حداکثر تا پانزدهم هر ماه فرصت دارند  نوشته های خود را به یکی از ای میل هایی که در این پست آمده است ارسال کنند .

۱۰ - تلاش هایی انجام می دهیم برای برگزاری سلسله جلسات نمایشنامه خوانی در مشهد و همین طور  کارگاه های ادبی یک روزه ای در شهرستان های استان خراسان . ظرفیت ثبت نام جلسات نمایشنامه خوانی بسیار بسیار محدود است و برگزاری کارگاه های شهرستان هم بستگی دارد به استقبال شما ! جهت ثبت نام برای حضور در جلسات تا پایان اسفندماه فرصت دارید . برای ثبت نام کامنت خصوصی بگذارید و یا ای میل :  tofighi_mostafa@yahoo.com

۱۱ - خبر آخر این که مرحله ی جمع آوری و گزینش سروده های۸۶- ۱۳۸۴ به پایان رسیده و به امید خدا پس از ویرایش و اظهار سلیقه ی صاحب نظران مجموعه ی مستقلی از غزل های کلاسیک و نئوکلاسیک من طی ماه های اینده رونمایی خواهد شد . در مورد این کتاب جدید در پست بعدی بیشتر خواهم نوشت ...

 

بعد از این همه پرچانگی ( !!! ) دعوتید به یک عاشقانه از نوع خیلی خیلی خیلی کلاسیکش !! :

 

           

               آب من و این عشق به یک جو نرود

 

                 صد بار بدی کرده و از رو نرود

 

 

 

                    قلبم آهو و چشم او صیاد است

 

                    صیاد چرا در پی آهو نرود ؟

 

 

 

                 آهو !  آهو !  چرا تو سرگردانی ؟

 

               آهو دیگر به دشت گیسو نرود ؟. . .

 

 

 

                    آهو دیگر به عشق تو پا ندهد

 

                    پاهای او به حلقه ی مو  نرود

 

 

 

                    صیاد مست  مست صیادی به

 

                   دل  دل باشد به دام جادو نرود

 

 

 

       صیدت گم شد ؟ . . . عجب ! چه صیاد بدی !

 

          از بس گفتی :  او برود . . . او نرود . . .

 

 

 

             ای شوخ شر شراب گیسو ! برخیز  

   

              به شاعر زخمی خودت  گو نرود

 

 

 

                 شاعر آهوی خوب کویت بوده

 

             هر چند که آبتان به یک جو نرود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط مصطفی توفیقی  |